22

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
دیروز گذشت. اکنون امروز است.
انتظار چیزی را می کشیدم دیروز. یک خبر، یک حرف، یک نسیم، اصلن هر چه. هنوز نمی دانم آمده است یا نه. باید صبر کنم. گاهی مثل رعد و برق است حوادث. صدا و تصویر هماهنگ نیستند.

تمام شد. یک سال دیگر هم تمام شد.
یک روز آن لبه خواهم بود که به گذشته نگاه کنم و بی شک فکر کنم: چه کردم با عمرم؟

شاید هم مجالی نباشد. روی لبه، فرصتی برای نشستن نباشد.
این طور بهتر است.

امروز باز زیاد حرف زدم. زیاد هم شنیدم. باز همه چیز از دستم در رفت.
با او همیشه این اتفاق می افتد.

امروز خیال کردم همه ی موجودات کج و کوله هستند.
من هم یکی شان.

امروز فهمیدم همه روی خوب خود را می بینند.
من بدم را می بینم.

چیزهای دیگری هم فهمیدم.
چیزهایی که قبلا هم فهمیده بودم.

امروز اتفاق خاصی نیفتاد.
رودخانه در امتداد مسیر قبلی به حرکت اش ادامه داد.

و من فهمیدم که دنیا پر است از رمز و راز و چیزهایی که ما هرگز نمی فهمیم

لازم هم نیست. اصلن بسیاری از دانسته ها به هیچ دردی نمی خورند.
مثل بسیاری از آدم ها

فهمیدم که این روزها انبوه آدم ها چه زیبا هستند.
تولیدات انبوه زیبا

فهمیدم زیبا بودن هم زشت است.
اما زشت بودن زیبا بودن نیست.

بگذار در دوردست ها بماند و هر چه می خواهد بکند.
شاید هیچ وقت زندگی ما در هیچ نقطه ای تلاقی نداشته باشد.

پس ذهن ام را به جواب های احتمالی و حرف های احتمالی
و دفاع های احتمالی، مشغول نمی کنم.

بگذار برود.
بگذار به درک برود.

 

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:28
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها